جلال جلالى زاده
147
مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )
حسن لغيره : يكى از اقسام حديث حسن است ، يعنى شخص مستور العدالة كه اهليت او متحقق نشده در سند آن موجود است ، ولى در روايت خطاهاى بسيارى از او سرنزده و متهم به دروغگويى و يكى از اسباب فسق نيست ، هرچند دچار غفلت و وهم مىباشد ، ولى در اصل ضعيف است و به وسيلهى راوى ديگرى تقويت مىشود كه اگر نباشد ، وصف ضعيف بودن در آن استمرار دارد . ابن صلاح اولين كسى است كه اين حديث را پذيرفته است . حشويه : لقبى است كه معتزله به حنابله دادهاند و اين به سبب مخالفت آنان با تعطيلكردن معانى و اسماء و صفات الهى بوده است ؛ چون براى اسماء و صفات ، مفاهيمى را كه شايستهى مقام خداوند بوده است ، اثبات كردهاند كه از اصل اعتقادى آنها نشأت مىگيرد ، در صفات سلبيه معتقد به اجمال ( ليس كمثله شىء ) و در اثبات معتقد به تفصيل هستند ( و هو السميع البصير ) ، يعنى براى خداوند اسماء و صفاتى را كه براى خودش ثابت كرده ، ثابت مىكنند و هرگونه صفت نقص را از او سلب مىكنند . حصر : قصر . اثبات حكم براى موضوعى كه ذكر شده است و نفى حكم از غير آن ، مانند مفهوم حصر ، يا اثبات نقيض حكم منطوق براى مسكوتعنه با صيغهى إنّما و مانند آن . حصر يا استقرائى است يا عقلى : حصر استقرايى آن است كه در بين نفى و اثبات دور نمىزند ، بلكه با استقرار و جستوجو به دست مىآيد و احتمال عقلى به آن آسيب نمىرساند ، بلكه حصر وقوعى براى آن زيانآور است . مانند اينكه گفته شود : دلالت لفظى يا وضعى است يا طبيعى . حصر استقرايى سه قسم است : 1 - حصر عقلى ، مانند زوج و فرد بودن براى عدد 2 - حصر وقوعى ، مانند حصر كلمه در سه قسم در زبان عربى 3 - حصر جعلى ، مانند حصر كتاب در مقدمه و سرمقاله و خاتمه . حس : درك به وسيلهى يكى از حواس پنجگانه . تخصيص يك متن شرعى به وسيلهى حس به بعضى از آنچه كه عموم